کلبه چوبی خیال
خانه
درباره من
سرآغاز
تماس با من
کلبه چوبی خیال
یک دشت بی نهایت سبز
یک آسمون صاف با اندکی ابرهای در حال گذر
و یک کلبه چوبی تنها
کافیست تا
خیالم را پر کند...!
خلاصه آمار
کلمات کلیدی
اول شخص
سوسایتی
مای شعر
هنر
پالیتیک
هنر هفتم
آیینی
نوستالژیانه
مذهبی
ترانه
بایگانی
تیر ۱۳۹۵
(۷)
ارديبهشت ۱۳۹۵
(۷)
فروردين ۱۳۹۵
(۵)
اسفند ۱۳۹۴
(۱۰)
بهمن ۱۳۹۴
(۵)
دی ۱۳۹۴
(۱۱)
آذر ۱۳۹۴
(۱۴)
آبان ۱۳۹۴
(۱۷)
مهر ۱۳۹۴
(۲۵)
شهریور ۱۳۹۴
(۴)
تیر ۱۳۹۴
(۶)
خرداد ۱۳۹۴
(۸)
اشارات تلخ!
سه شنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۴۶ ق.ظ
تلخ
مثل خرزهره
مثل زهر مار
مثل ته خیار
مثل بودن
مثل مردن
مثل
قفل شدن ذهن
...
لعنتی نباش!!!
۲
۰
۹۴/۱۱/۲۷
میم مثل من
نظرات
(۵)
۰۳ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۰۵
النابانو
وای شما تو اون گرد و خاک ها چیکار میکنید؟
۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۳۳
حسام
چه عصبانی!!!
۲۷ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۴۸
آدم برفی
جن گرفتتت ها
ما که نفهمیدیم. اون سطر آخر بدتر
لعنتی، نباش یا لعنتی نباش؟
۲۷ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۳۱
sa me
قفل شدن ذهن را خیلی موافقم ...
۲۷ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۲۸
فرهاد
چقدر تلخ! میشه با بودن و مردن تلخ بود؟ اصلا کی نباشه؟